دسته بندی مطالب

مصطفی جمشیدی در گفت‌وگو با فارس:تَردَستی کردن را دوست دارم/ سخت‌گیر هستم و ادبیات را سهل نمی‌گیرم.

۱۲ تیر ۱۳۹۶ اطلاعیه ها

جمشیدینویسنده رمان «کتاب زندیق» گفت: شاید به این خاطر که سخت‌باور یا سخت‌گیر هستم باعث می‌شود که ادبیات را سهل نگیرم.
خبرگزاری فارس – حسام آبنوس: مصطفی جمشیدی، نویسنده‌ای که همواره باید منتظر یک اثر متفاوت از او بود. نویسنده‌ای که آثارش پیشنهادهای متفاوتی به ادبیات داستانی ایران است و شاید بتوان گفت که هیچ دو اثرش شبیه به هم نیستند و همواره با یک اتفاق جدید در نثر و زبان برای بیان منظورش روبرو هستیم.
«کتاب زندیق» در واقع کتاب دوم رمان «وقایع‌نگاری یک زندیق» است که چند سال پیش از این منتشر شده بود و جمشیدی به تازگی با انتشار آن از سوی انتشارات علمی و فرهنگی این کتاب را تکمیل کرد.
این رمان قرار است ماجرای مهاجرت ایرانیان در سال‌های جنگ دوم بین‌الملل را روایت کند اما جمشیدی با استفاده از تکنیک‌های داستانی یک اثر تکنیکی را خلق کرده و خواننده ادبیات داستانی را با یک کار متفاوت مواجه کرده است.
به بهانه این رمان با او گفت‌وگو کردیم. جمشیدی در این گفت‌وگو از روند جوایز ادبی انتقاد کرد و گفت که آنها سلیقه مخاطب را خراب می‌کنند و نادرست آن را شکل می‌دهند. همچنین به وضعیت نویسنده‌ها نیز اشاره کرد و یادآوری کرد که به دلیل محدود بودن بضاعت‌ آنها نتوانسته‌اند سراغ نوشتن آنطور که باید بروند.
مشروح این گفت‌وگو را در ادمه بخوانید.
*تَردستی کردن را دوست دارم
فارس: با توجه به میزان شناختی که از شما دارم و با توجه به فضای کارهای شما، به نظرم می‌رسد که فرم برای شما اولویت دارد و صحیح است که گفته شود که فرم بر سایر وجوه متن برای شما ارجحیت دارد؟
ادبیت متن یا ادبیات ناب که در رمان تعریفش می‌شود تردستی کردن برای نفوذ به لایه‌های بطنی ادبیات را دوست دارم. دوست دارم بین آن چیزی که سطح نازل ادبیات است با ادبیات ناب فاصله‌گذاری کنم.
زبان تابلو ورودی زبان در ادبیات ناب است که به نوعی فرم تلقی می‌شود. برای این موضوع دلیل علمی دارم. آنچه که برای هنرمند باقی می‌ماند فرم‌های بیانی است که به نوعی بداعت بیانی محسوب می‌شود.
*محتوا در «کتاب زندیق» با بیان هنرمندانه عرضه شده
در ادبیات داستانی ما، به آثار دهه سی، چهل و پنجاه نگاه کنید و متن و نثر آنها را با نویسنده‌های امروز مقایسه کنید. به نظرم می‌رسد که برخی از آن نویسندگان حرف‌هایی تازه‌ای در فرم‌های بیانی داشتند هرچند که منتقدان آنها را می‌زدند.
البته اینکه بگوییم که فرم اولویت بر محتوا دارد درست نیست؛ در «کتاب زندیق» محتوا با یک بیان هنرمندانه عرضه شده است و محتوا خود را پیش می‌کشد.
*سخت‌گیر هستم و ادبیات را سهل نمی‌گیرم
فارس: منظورم این است که این بیان هنری در داستان‌های شما بر سایر شئون داستانی غلبه دارد.
من شاید به این خاطر که سخت‌باور یا سخت‌گیر هستم و این باعث می‌شود که ادبیات را سهل نگیرم. ما در قرنی هستیم که حاصل جمع پیشینیان را پیش‌رو داشته و می‌بینم. ما شاهد انقلاب رمان با رئالیسم در آمریکای لاتین بودیم که خوانندگان بسیاری در جهان دارد. نمی‌شود از آن چیزی که بشریت بر اساس تجربه تهیه دیده صرف نظر کرد و آنها را برای مضامین خود به خدمت نگرفت.
ادبیات به هر حال باید خودِ نویسنده را اقناع کند؛ البته قبول دارم که باید به مخاطب هم مطلبی منتقل کند. در این سال‌ها بیشتر به پاک کردن صورت مسئله اندیشیدیم و کوششی نکردیم چون توانایی‌های خود را گسترش ندادیم و گزینش‌های جوایز ادبی دولتی و غیر دولتی نشان می‌دهد دوست دارند مزاحمت‌های ذهنی را از ذهن مخاطب دور کنند.
در این سال‌ها سعی نشده با درنگ و تامل آثار خوانده شود و با این سلیقه‌ها، سلیقه مخاطب شکل داده شده است. با این روش سلیقه متغیر شکل نمی‌گیرد.
*در نثر نیازمند استقلال شخصیت هستیم
فارس: با توجه به اینکه ۴۰ سال از پیروزی انقلاب می‌گذرد آیا توانسته‌ایم که به فرم ادبیات داستانی بومی انقلاب برسیم؟ و اصلا چنین فرمی شکل گرفته است؟
بعد از انقلاب نگاهمان به گذشته بوده است و کمتر نویسنده‌ای بوده که به گذشته نگاه نکرده باشد. ما در ادبیات داستانی نیازمند یک استقلال شخصیتی در نثر داستانی هستیم.
احتیاج به این داریم که وقتی اسم نویسنده را خط زدیم و آن را دست دانشجو دادیم بتواند تشخیص دهد که متعلق به چه نویسنده‌ای است. مثلا کتاب «باغ بلور» محسن مخملباف ترکیبی از نثر گلشیری، دولت‌آبادی، دانشور و … است و به آن نثر داستانی مستقل نرسیده است. این را باید تسری داد به نویسندگان بسیاری که آثار متنوعی دارند و نام‌آور هستند و هنوز تشخص متن ندارند.
*عریان‌گری را حذف کردیم
فارس: در میان نویسندگان، شما تجربیاتی را دارید و سعی کرده‌اید از متن شبیه به هم و یکسان دوری کنید و اگر اسم شما را خط بزنیم خواننده جدی ادبیات می‌تواند تشخیص دهد که این نثر مصطفی جمشیدی است.
ادبیات آمریکای لاتین دارای برگزیده نوبل است و ادبیات مسلم در جهان است. از این رو ادبیات جادو را نمی‌توان ادبیات سانتی‌مانتال نامید. این‌ها را نمی‌شود نفی کرد و ماحصل این توجه به ادبیات آمریکای لاتین چیزی جز شاعرانگی متن نیست و من توجه دارم که متنم شاعرانه باشد. در رمان آخرم که هنوز منتشر نشده به این شاعرانگی توجه داشته‌ام.
اگر کسانی می‌گویند این شاعرانگی مطرود است، تمام قد روبروی آنها می‌ایستم. ما مولفه شاعرانگی را از آنها می‌گیریم و در ادبیات از آن استفاده می‌کنیم. این شاعرانگی بدون تقلید باید مورد استفاده قرار گیرد و تقلید محض صحیح نیست. ما تعهد را وارد این گونه کردیم و این گونه به تعهد اعتقادی ندارد ولی عریان‌گری را حذف کردیم.
فارس: بعد از ۴۰ سال از انقلاب به فرم و زبان مشخص رسیده‌ایم که بگوییم این ادبیات انقلاب است.
در یکی دو مورد این مسئله را دیده‌ام ولی محدود است.
*بضاعت نویسنده ایرانی مبسوط نبوده
فارس: در رمان «کتاب زندیق» سراغ مسئله‌ای رفتید که بسیار مهم بوده است. با توجه به مباحث قبلی، حس نکردید این مسئله که برشی مهم از تاریخ معاصر است را اگر با زبان ساده‌تری بیان می‌کردید گستره مخاطبان بیشتری را می‌توانست در بر بگیرد؟
من به جز فصل اول کتاب جلد اول تقریبا در ادامه کتاب یک روایت ساده، خطی و داستان‌گو مبتنی بر فرهنگ شفاهی ایرانی داشته‌ام.
آن زمانی که من این کتاب را نوشتم فیلم «یتیمخانه ایران» اکران نشده بود. یعنی در قاطبه هنرمندان به این برهه از تاریخ توجهی نشده بود و بعد از آن بود که این موضوع پا گرفت ولی من پیش از آن، این بخش از تاریخ را دیده بودم.
نویسنده ایرانی بضاعتی مبسوط نداشته که بتواند صریح‌تر سراغ نوشتن برود. وضعیتی که این کتاب دارد کنتراستی از سوررئالیسم دارد که در کتاب دوم تشدید می‌شود.
فارس: در فصل دوم این کتاب با دو شخصیت روبرو می‌شویم که سفری را آغاز می‌کنند. آیا این سفر درونی است به این معنا که شخصیت‌ها نیاز است خود را بشناسند تا بتوانند به شناختی از پیرامون خود دست پیدا کنند یا اینکه این روایت اسطوره‌گونه است؟
روزی نویسنده‌ای به من می‌گفت که تو به فرهنگ بومی توجه نداری ولی در این کتاب مثل‌ها، متل‌ها و قصه‌هایی که سینه‌به‌سینه نقل شده را آورده‌ام و با بیان مدرن آنها را روایت کرده‌ام. من توجهم به ادبیات ترجمه‌ای نبود و بومی‌گرایی به صورت کامل رعایت شده است.
این کتاب یک سفر معنوی است که در پیش و پس مهاجرت روی داده است. ولی این سفر نمادین نبوده است. من نگاه‌های مقطعی به تاریخ داشته‌ام و همه این‌ها با نشانه‌گذاری‌های داستانی سبب ایجاد متن ایرانی شده است.
فارس: فاصله میان دو کتاب موجب تفاوت نثر شده است. چنین چیزی را قبول دارید؟
بله. در کتاب دوم سه لایه روایت وجود دارد و همین سبب شده پیچیده‌تر به نظر بیاید.
فارس: البته فکر می‌‌کنم کتاب دوم روان‌تر باشد.
خودم نیز کتاب دوم را بیشتر دوست دارم.
*اگر «کتاب زندیق» را اورهان پاموک نوشته بود!
فارس: اگر نثری از آمریکای لاتین یا آمریکا یا حتی مثلا فرانسه باشد باب شود و بسیاری به تقلید از آن بنویسند بد نیست ولی اگر نویسنده‌ای در داخل تلاش کند و خودش نثری را خلق کند مورد توجه قرار نمی‌گیرد.
اگر همین کتاب را آقای اورهان پاموک نوشته بود تاکنون ده ترجمه از آن منتشر شده بود. ما حتی در کشور خودمان نیز دیده نمی‌شویم و اقتصاد در فرهنگ و ادبیات هم تاثیر می‌گذارد و جمع‌ها را شکل می‌دهد. در حالی که امثال ما را در جمع‌های خود راه نمی‌دهند و نگاهی به ادبیات متعهد ندارند.
همین که کمی تعهد در کارت داخل می‌کنی سبب می‌شود که مورد قضاوت قرار بگیری و دیده نشوی.

رضا رسولی: ادبیات معاصر گرفتار توتولوژی/ هنوز تبلیغی برای ادبیات انقلاب نکرده‌ایم

۶ شهریور ۱۳۹۶
رضا رسولی معتقد است ادبیات معاصر گرفتار توتولوژی یا همان‌گویی و تکرار شده است،‌ نویسنده‌های ما هم به تکرار مضمون و هم به تکرار...

پیام تسلیت

۶ شهریور ۱۳۹۶
    جناب آقای صابر امامی درگذشت همسر گرامیتان  را تسلیت عرض کرده و برای جنابعالی و خانواده محترم صبر جمیل و برای تازه...

کیان به جلد دوم رسید

۶ شهریور ۱۳۹۶
  پس از یکسال از انتشار سه راه سرگردون رضا رسولی نگارش جلد دوم سه گانه کیان با عنوان خروج را آغاز کرد.  رضا...

روایت رضا رسولی از آقازادگی و فساد اداری ـ اقتصادی در رمان «خروج»

۶ شهریور ۱۳۹۶
روایت رضا رسولی از آقازادگی و فساد اداری ـ اقتصادی در رمان «خروج» رضا رسولی از نگارش جلد دوم سه‌گانه «کیان» با عنوان «خروج»...

«سلام بر سحر»روایتگر تقابل مدرنیته با سنت است

۶ شهریور ۱۳۹۶
   «رضا رسولی»، نویسنده از انتشار مجدد کتاب سلام بر سحر در آینده ای نزدیک خبر داد و گفت: این اثر روایتگر تقابل مدرنیته...

پیام تسلیت در پی درگذشت پدر گرامی آقای یوسف قوجق

۲۳ مرداد ۱۳۹۶
تنها خداست که می ماند نویسنده گرامی جناب آقای یوسف قوجق درگذشت پدر گرامیتان را تسلیت گفته و برای جنابعالی و خانواده محترم صبر...