دسته بندی مطالب

اشعار زیبای آیینی به مناسبت عید بزرگ غدیر

«غدیر»

تا شد به روی دست نبی، مرتضی بلند
شد رایت جلال خدا برملا بلند

بشنید چون که نغمه «یا ایها الرسول»
گردید منبری همه از پشته ها بلند

مرآت پاک لم یزلی، آیت جلی
شد بر سریر دلت حبیب خدا، بلند

آیین پاک ختم رسل ناتمام بود
گر برنمی شد آن مه برج ولا بلند

هنگامه شد به کوری چشم دشمنان
شد بانگ مرحبا زهمه ماسوا بلند

خورشید دین، سپهر یقین ، ختم مرسلین
شد زین سبب میان همه انبیا بلند

تا شد به عرش دست نبی ماه عارضش
شد این ندا زبارگه کبریا بلند

تکمیل شد شریعت پاک محمدی
چونانکه گشت دین خدا را لوا بلند

**

ای مظهر صفات خداوند لایزال
وی از تو آسمان ولایت به پا بلند

هرجا که بود پیکر هر ناتوان به خاک
هرجا که بود ناله هر بی نوا بلند

هر جا که بود طفل یتیمی سرشک بار
هر جا که بود شعله شور و نوا بلند

از بهر دستگیری آن سپندوار
یکباره می شد آن ید مشکل گشا بلند

تا خانه زادت کند آن کردگار پاک
بهرت نمود خانه خود را بنا بلند

آهنگ «تفلحوا» چو شنیدی زکوی دوست
و آواز خوش چو شد ز حریم حرا بلند

یکباره دست بیعت خود را زروی شوق
کردی به سوی شمس رسل، مصطفی بلند

مدحت گر تو ذات جلالت مآب حق
مدح تو کرده با سخن «هل اتی» بلند

پا برحریم خانه چو بگذاری از شرف
فریاد شوق می شود از بوریا بلند

با ذوالفقار تو همه جا آشکار بود
دست بلند شیر خدا، «لافتی» بلند

ما ریزه خوار خوان ولای توایم و بس
از لطف توست، این که بود بخت ما، بلند

خم غدیر بود و به قدرت خدا نمود
جاه و جلال آن در یکدانه را بلند

افسوس آنکه حق تو بردند کافران
با آن که بودشان همه را ادعا بلند

در پهن دشت ظلمت کفر و نفاق و کین
همواره بود آیت شمس الضحی بلند

باب المراد اهل جهانی و می کنند
برآستان قدس تو دست دعا بلند

ای نفس قدرت ازلی، یا علی نمای
نخل شکوه نهضت «روح خدا» بلند

ما پیروان مکتب سرخ ولایتی
گر می زنیم گام سوی کربلا بلند

عرش خدا زغصه بلرزاند، آن زمان
تیغی که گشت بر سر آن مقتدا بلند

تا مست جام توست «براتی » به روزگار
سر می کند به عشق تو روز جزا بلند

از کتاب نقش مستوری عباسعلی براتی پور

 

 

 

شعر مرتضی امیری اسفندقه برای امام علی علیه السلام(عید غدیر)
صدای کیست چنین دلپذیر می‌آید؟
کدام چشمه به این گرمسیر می‌آید؟
صدای کیست که این گونه روشن و گیراست؟
که بود و کیست که از این مسیر می‌آید؟
چه گفته است مگر جبرییل با احمد؟
صدای کاتب و کلک دبیر می‌آید
خبر به روشنی روز در فضا پیچید
خبر دهید:‌کسی دستگیر می‌آید
کسی بزرگ‌تر از آسمان و هر چه در اوست
به دست‌گیری طفل صغیر می‌آید
علی به جای محمد به انتخاب خدا
خبر دهید: بشیری به نذیر می‌آید
کسی که به سختی سوهان، به سختی صخره
کسی که به نرمی موج حریر می‌آید
کسی که مثل کسی نیست، مثل او تنهاست
کسی شبیه خودش، بی‌نظیر می‌آید
خبر دهید که: دریا به چشمه خواهد ریخت
خبر دهید به یاران: غدیر می‌آید
به سالکان طریق شرافت و شمشیر
خبر دهید که از راه، پیر می‌آید
خبر دهید به یاران:‌دوباره از بیشه
صدای زنده یک شرزه شیر می‌آید
خم غدیر به دوش از کرانه‌ها، مردی
به آبیاری خاک کویر می‌آید
کسی دوباره به پای یتیم می‌سوزد
کسی دوباره سراغ فقیر می‌اید
کسی حماسه‌تر از این حماسه‌های سبک
کسی که مرگ به چشمش حقیر می‌آید
غدیر آمد و من خواب دیده‌ام دیشب
کسی سراغ من گوشه گیر می‌آید
کسی به کلبه شاعر، به کلبه درویش
به دیده بوسی عید غدیر می‌آید
شبیه چشمه کسی جاری و تپنده، کسی
شبیه آینه روشن ضمیر می‌آید
علی (ع) همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیر عشق همیشه امیر می‌آید
به سربلندی او هر که معترف نشود
به هر کجا که رود سر به زیر می‌آید
شبیه آیه قرآن نمی‌توان آورد
کجا شبیه به این مرد، گیر می‌آید؟
مگر ندیده‌ای آن اتفاق روشن را؟
به این محله خبرها چه دیر می‌آید!
بیا که منکر مولا اگر چه آزاد است
به عرصه گاه قیامت اسیر می‌آید
بیا که منکر مولا اگر چه پخته، ولی
هنوز از دهنش بوی شیر می‌آید
علی همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیر عشق همیشه امیر می‌آید…

 

 

«از راه‌های آسمان»

روزی امام علی(ع) فرمود:
«سلونی عن طرق السماء فانی اعرف بها من طریق الارض»؛ از من راه‌های آسمان را بپرسید، چرا که من به آن راه‌ها داناتر از راه‌های زمینم.
مردی برخاست و گفت: بگو در سر و ریش من چند عدد تار مو هست؟!

از راه‌های آسمان از من بپرسید
از بی نهایت، بیکران، از من بپرسید

از خاک تا افلاک را در من ببینید
از مو به موی این جهان، از من بپرسید

از آدم و حوا و صبح آفرینش
از آخرِ این داستان، از من بپرسید

از هر چه زیبایی است، در صبح شکفتن
از خنده رنگین‌کمان، از من بپرسید

ای مردمِ امروز! از فردای در راه
ای خلق! از آیندگان از من بپرسید

از هر چه دور دور دور دور دور است
از ناکجا و ناگهان، از من بپرسید

تو موی سر می‌بینی و من پیچش مو
از هر چه پنهان و عیان، از من بپرسید

من بای «بسم الله الرحمن الرحیم»م
از فصل تکبیر و اذان، از من بپرسید

در سینه من اسم اعظم خانه دارد
از جان جان جان جان، از من بپرسید

من باب علم و جان دینم، ایها الناس!
هر پرسشی دارید، هان! از من بپرسید…

رضا اسماعیلی

 

گفتند به ما که با علی یار شوید
مهرش ز خدای دل خریدار شوید
با بیعتِ هر ساله به ایّامِ غدیر
با معرفت علی به گلزار شوید

کاظم محمدی

معرفی کتاب انتقام به قلم نیلوفر مالک

۱ آذر ۱۴۰۱
  کتاب «انتقام» نوشته نیلوفر مالک رمانی با محوریت نوع مواجهه پیامبر گرامی اسلام با قاتل حضرت حمزه به‌تازگی توسط انتشارات به‌نشر (انتشارات آستان...

شعر جدید فاطمه نانی‌زاد در سوگ حضرت فاطمه معصومه(س)؛ جان تو را کدام غزل بی‌قرار کرد؟

۱۶ آبان ۱۴۰۱
شب‌ها میان صحن شما نور می‌وزد این عطر مادر است که از دور می‌وزد هر کس که پر گرفت در این سرسرای نور  دورش...

اعضای شورای سیاستگذاری جشنواره «کتاب‌خوان و رسانه» منصوب شدند

۱۵ آبان ۱۴۰۱
با حکم رمضانی؛ اعضای شورای سیاستگذاری جشنواره «کتاب‌خوان و رسانه» منصوب شدند دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور با صدور حکم های جداگانه ای...

اعضاء جدید هیئت نظارت بر نشر بزرگسالان چه کسانی هستند؟

۱۴ آبان ۱۴۰۱
اعضاء جدید هیئت نظارت بر نشر بزرگسالان چه کسانی هستند؟  احمد شاکری و میثم نیلی با رأی اعضاء شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان...

معرفی اعضای هیأت علمی پانزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد+کارنامه

۱۱ آبان ۱۴۰۱
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی طی احکامی جداگانه، اعضای هیأت علمی پانزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد را منصوب کرد. به گزارش خبرنگار...

یادداشت اختصاصی محمدرضا سرشار؛ ۱۲ نکته درباره بیانیه منتسب به فعالان ادبیات کودک و نوجوان/ بیانیه حقوق کودک چه می‌گوید؟

۱۷ مهر ۱۴۰۱
یادداشت اختصاصی محمدرضا سرشار؛ ۱۲ نکته درباره بیانیه منتسب به فعالان ادبیات کودک و نوجوان/ بیانیه حقوق کودک چه می‌گوید؟ محمدرضا سرشار در یادداشتی...

پرونده «چله‌نشینان کوچک عاشورا» / شماره دو؛ مجید ملامحمدی: به رمان‌های اربعینی بیشتری برای کودکان و نوجوانان نیاز داریم

۱۹ شهریور ۱۴۰۱
پرونده «چله‌نشینان کوچک عاشورا» / شماره دو؛ مجید ملامحمدی: به رمان‌های اربعینی بیشتری برای کودکان و نوجوانان نیاز داریم مجید ملامحمدی، نویسنده داستان اربعینی...

خاطرات راضیه تجار از کشتار میدان ژاله و نگارش کتاب «محبوبه صبح»

۱۹ شهریور ۱۴۰۱
در گفت‌وگو با ایبنا مطرح شد؛ خاطرات راضیه تجار از کشتار میدان ژاله و نگارش کتاب «محبوبه صبح» هرچقدر به میدان نزدیک‌تر می‌شدیم، شعارها...