دسته بندی مطالب

کامران پارسی‌نژاد: تقابل ادبیات روشنفکری و متعهد، سیاسی است

کامران پارسی‌نژاد

کامران پارسی‌نژاد می‌گوید: نباید مفهوم ادبیات متعهد را در مقابل ادبیات روشنفکری قرار داد؛ این تقابل اشتباه است و بیشتر خط و ربط سیاسی دارد.

این نویسنده در گفت‌وگو با ایسنا، درباره ادبیات متعهد و ادبیات روشنفکری اظهار کرد: ادبیات متعهد ژانری است که در کشور ایران تعریف شده است و نمونه این‌ ژانر در کشورهای دیگر تعریف دیگری دارد. ما ادبیات متعهد  را این‌گونه تعریف کرده‌ایم که نویسندگانی که در این حوزه کار می‌کنند پیرو ادبیات اثباتی هستند. ادبیات اثباتی نیز ادبیاتی است که نویسنده آرمان و افکاری را مد نظر دارد و سپس ادبیات را در خدمت آن آرمان‌ها قرار می‌دهد. یعنی هدف‌شان هنر برای هنر نیست بلکه از عنصر هنر استفاده می‌کنند  تا بتوانند به اهداف و باورهای خود در بستر سیاسی و اجتماعی دست پیدا کنند.

او افزود: در بخش‌هایی این موضوع شباهت بسیاری با ادبیات روس دارد. در شوروی سابق ادبیات متعهد  و آرمانی وجود داشت و داستان‌ها خلق می‌شد تا در خدمت اهداف کمونیستی قرار بگیرد.

پارسی‌نژاد با بیان این‌که تعریف ادبیات متعهد در کشور ایران با سایر کشورها فرق دارد، گفت: نویسنده‌هایی در این حوزه فعالیت می‌کنند که در درجه اول  متعهد به اخلاق باشند و  سعی کنند از مواردی که داستان را به سمت مسائل غیراخلاقی سوق می‌دهد اجتناب کنند. حتی آن‌ها تلاش می‌کنند اشاعه‌دهنده مضامین اخلاقی در داستان باشند که این موضوع شدت و ضعف دارد؛  ممکن  است نویسنده‌ای به صورت نامحسوس این مسائل را مطرح کند که هنر او را نشان می‌دهد و یا  ممکن است به صورت شعارگونه بگوید.

 او درباره ادبیات روشنفکری نیز گفت: ادبیات روشنفکری ژانر خاص خود را دارد. تقابل ادبیات روشنفکری و ادبیات متعهد خط و ربط سیاسی دارد. در خیلی مواقع حاکمیت سیاست بر ادبیات باعث می‌شود ادبیات از مسیر اصلی خود دور بشود و این اشتباه است. ادبیات باید مسیر خود را برود و اگر به سیاست تمایل دارد اشکالی ندارد.

این‌ نویسنده در ادامه بیان کرد: زمانی که سیاست برای ادبیات تعیین تکلیف کند، اشکال ایجاد می‌شود و اجازه نمی‌دهد آثار به صورت خودجوش و از دل نویسنده به وجود بیاید. ادبیات روشنفکری به تعبیری که در کشور ما وجود دارد اصلا معنا ندارد، مگر این‌که بخواهیم طیف و گروه خاصی را در نظر بگیریم و بگوییم این‌ها داستان می‌نویسند. ادبیات روشنفکری یک ژانر ادبی حساب نمی‌شود و در کشورهای غربی نوع نگرش متفاوتی که در ایران هست وجود ندارد، بنابراین در کشورهای دیگر ادبیات روشنفکری نداریم اما ادبیات متعهد داریم؛ ادبیاتی که در خدمت نظام حکومتی است، می‌شود ادبیات متعهد و در همه کشورهای جهان وجود دارد. زمانی که نویسنده‌ها سیاست را بُلد می‌کنند می‌گوییم ادبیات متعهد.

او خاطرنشان کرد: ادبیات روشنفکری برگرفته از خود جامعه  ایرانی است که پیشینه آن به اعزام دانشجویان به خارج برمی‌گردد که از زمان امیرکبیر و در دوره قاجار شروع شد و طیف منورالفکران وارد کشور شدند و یک‌دفعه تفاوت و اختلاف فرهنگی ایجاد شد؛ دانشجویانی که با فرهنگ غرب آشنا شدند و  در ایرانی آمدند که آن فرهنگ را ندارد.

این نویسنده سپس اظهار کرد: نمی‌توان چیزی را به ادبیات روشنفکری نسبت داد. مثلا بگوییم که ضددین می‌نویسد یا می‌خواهد فرهنگ غرب را القا کند. به نظرم چنین چیزی وجود ندارد و این موضوع باعث بی‌مهری به طیف خاصی از نویسندگان می‌شود.  مثلا نویسنده کتاب «اندکی سایه»  نوشته احمد بیگدلی که برگزیده جایزه «کتاب سال جمهوری اسلامی ایران» شد به زعم بسیاری روشنفکر بود در حالی که این کتاب درباره قیام مردم ایران در ایام محرم  و ضد حکومت پهلوی بود، پس نمی‌توانیم بگوییم ادبیات روشنفکری که نماینده‌اش بیگدلی است همیشه ضددین کار می‌کند، در حالی‌که این نویسنده در بستر فرهنگ جامعه خود این کتاب را نوشته است. این خط‌کشی‌هایی که در ادبیات به‌وجود آمده اشتباه است و معنایی ندارد.

او سپس در پاسخ به این سوال که اگر ادبیات را در خدمت یک ایدئولوژی قرار دهیم محدودیت‌هایی برای آن ایجاد می‌کنیم یا خیر، گفت: اگر ادبیات در خدمت یک نظام و باور فکری قرار بگیرد به صورت ناخواسته برایش محدودیت‌هایی به وجود می‌آید و دست نویسنده برای بیان بسیاری از مسائل بسته می‌شود. نویسنده متعهد هر کاری هم  انجام بدهد متفاوت با نویسنده‌ای است که داستانی خلق می‌کند و در آن می‌خواهد بی‌طرفی خود را نشان بدهد. نویسنده گروه‌های سیاسی مختلف را در داستان بیان می‌کند اما هیچ‌گونه درشت‌نمایی در بخش فکری نمی‌کند زیرا قصدش این است که مخاطب با حقایق مواجه شود. در این‌جا دست نویسنده بازتر است و به همه مسائل نگاه می‌کند اما در ادبیات اثباتی و متعهد به خاطر نگاهی که وجود دارد، ادبیات ابزار استفاده می‌شود و محدودیت‌هایی وجود دارد که طبیعی است. در کشورهای دیگر تارخ‌نگاران  یا فیلسوفان از ابزاری به نام داستان استفاده می‌کنند تا افکار خود را در آن قالب به خواننده ارائه دهند،  ادبیات متعهد نیز  همین است و نویسنده می‌خواهد افکار خود را که ممکن است مذهبی، سیاسی و یا ملی باشد از طریق داستان به مخاطبان ارائه دهد.

معرفی کتاب انتقام به قلم نیلوفر مالک

۱ آذر ۱۴۰۱
  کتاب «انتقام» نوشته نیلوفر مالک رمانی با محوریت نوع مواجهه پیامبر گرامی اسلام با قاتل حضرت حمزه به‌تازگی توسط انتشارات به‌نشر (انتشارات آستان...

شعر جدید فاطمه نانی‌زاد در سوگ حضرت فاطمه معصومه(س)؛ جان تو را کدام غزل بی‌قرار کرد؟

۱۶ آبان ۱۴۰۱
شب‌ها میان صحن شما نور می‌وزد این عطر مادر است که از دور می‌وزد هر کس که پر گرفت در این سرسرای نور  دورش...

اعضای شورای سیاستگذاری جشنواره «کتاب‌خوان و رسانه» منصوب شدند

۱۵ آبان ۱۴۰۱
با حکم رمضانی؛ اعضای شورای سیاستگذاری جشنواره «کتاب‌خوان و رسانه» منصوب شدند دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور با صدور حکم های جداگانه ای...

اعضاء جدید هیئت نظارت بر نشر بزرگسالان چه کسانی هستند؟

۱۴ آبان ۱۴۰۱
اعضاء جدید هیئت نظارت بر نشر بزرگسالان چه کسانی هستند؟  احمد شاکری و میثم نیلی با رأی اعضاء شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان...

معرفی اعضای هیأت علمی پانزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد+کارنامه

۱۱ آبان ۱۴۰۱
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی طی احکامی جداگانه، اعضای هیأت علمی پانزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد را منصوب کرد. به گزارش خبرنگار...

یادداشت اختصاصی محمدرضا سرشار؛ ۱۲ نکته درباره بیانیه منتسب به فعالان ادبیات کودک و نوجوان/ بیانیه حقوق کودک چه می‌گوید؟

۱۷ مهر ۱۴۰۱
یادداشت اختصاصی محمدرضا سرشار؛ ۱۲ نکته درباره بیانیه منتسب به فعالان ادبیات کودک و نوجوان/ بیانیه حقوق کودک چه می‌گوید؟ محمدرضا سرشار در یادداشتی...

پرونده «چله‌نشینان کوچک عاشورا» / شماره دو؛ مجید ملامحمدی: به رمان‌های اربعینی بیشتری برای کودکان و نوجوانان نیاز داریم

۱۹ شهریور ۱۴۰۱
پرونده «چله‌نشینان کوچک عاشورا» / شماره دو؛ مجید ملامحمدی: به رمان‌های اربعینی بیشتری برای کودکان و نوجوانان نیاز داریم مجید ملامحمدی، نویسنده داستان اربعینی...

خاطرات راضیه تجار از کشتار میدان ژاله و نگارش کتاب «محبوبه صبح»

۱۹ شهریور ۱۴۰۱
در گفت‌وگو با ایبنا مطرح شد؛ خاطرات راضیه تجار از کشتار میدان ژاله و نگارش کتاب «محبوبه صبح» هرچقدر به میدان نزدیک‌تر می‌شدیم، شعارها...